۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

حباب هستی




  حباب هستی 

نه دلگیرم نه دل آزاد
همه بی رنگ بی رنگم !

کلام خسته ام سوز است
نگاهم، بی تب وتوز است
حباب هستیم بر باد دیروز است !

مرنج از من اگر بی حال افتاده
توانم نیست ز دستت خار بردارم

به امروزم
هزار و چند شب و روز است
ز عشق جاودان جامی ننوشیدم !
لبم خشک است
ز طعم خیس  بوسیدن
تنم بی تاب یک لرزش به گهواره ی مهتاب است !

...ح.مهرخو...
هانوفر 27.02.2012














هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر